31
چه اشتباه بزرگی ست تلخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند....
آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند....
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم....
چون درگیر هزاران ثانیه اند....
چه اشتباه بزرگی ست تلخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند....
آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند....
از آدم های یک ساعت دیگر میترسم....
چون درگیر هزاران ثانیه اند....
بوي سيب نمي دهد!
من هيچ وقت آدمي نداشتم كه برايم سيب بچيند
خدايا تو ميداني يك حوا بدون آدمش
چقــــدر تنها مي شود؟؟
ميداني محكوم بودن چقدر سخت است
وقتي گناهي نكرده باشي و
حتـي سيبِي نبوييده باشي؟؟
ميداني آدم بعضي از حواهايت
مي گذارند و مي روند؟؟
ميداني ميروند و جلوي چشم حوا
آدم ديگري ميشوند؟؟
نمي دانــــــي!!
تو كه آدمي نداشته اي هيچوقت!
ولي اگر هستـي، مي بينـي، ميداني و
باور كرده اي خستگي ام را
اين حوا را ببر پيش خودت...
از پیشـــت مے رونـــد, وقتـــے کسے جـــایت آمد...
دوستت دارنـــد,
تا موقعــے که کس دیـــگرے را برای دوست داشتــــن پیدا کنند...
مے گویند عـــاشقت هستـــند,
براے همیشه * نـــــه* تا زمانے که نوبـــت بازے با تو تمام شود!
این است بــــا زے باهم بــــودن!
زن که بـاشـے …
عـاشـق شـوے “چـشـم سـفـیـد” خـطـابـَت مـے کـنـنـد !
راسـت مـے گـویـنـد . .
چـشـمـانـَم سـفـیـد شـد بـه جـاده هـایـے کـه..
“تـو” ..
مـُسـافـر هـیـچـکـدام نـبـودے
گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم
آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام ِ وسعتش
برایـَم تنگ میشود ...
... دلتنــگـم...
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد...
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید...
دلتنگ ِ خود َم...
خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام ...
وقتی خاطره های آدم زیاد می شه،
دیوار اتاق پر عکس می شه
ولی همیشه دلت واسه
اون کسی تنگ می شه
اگـﮧ بـا هَمــون ـراحتـــے اگـﮧ بـاهــات رـاه مے ـاد
اگــﮧ ـروزگــار بــَد تـــُرو ـاَزمـ گـــرفتــه
اگــﮧ خاطرـات خوبمــوُن از خــاطرمـ نرفتــﮧ
خوشبختے ـت آرزومـــﮧ حتــّے بـا مـَـטּ نبـاشـے ...